به قدرت رسیدن آدولف هیتلر

آدولف هیتلر چگونه به قدرت رسید؟

به قدرت رسیدن هیتلر

آدولف هیتلر نامی است که تصویر یک شر مطلق و یک رادیکال را به ذهن متبادر می‌کند، اما همانطور که در ضرب المثل آفریقایی می‌گوید “برای بزرگ کردن یک کودک به یک روستا نیاز است”، برای تربیت یک دیکتاتور نیز به یک کشور نیاز است.

 

به گزارش ره آورد نیوز، به قدرت رسیدن آدولف هیتلر حماسه ای است که شامل همدستی، کمک و یک پاکسازی بدنام در عرصه‌ی سیاسی بود.

 

در واقع، یان کرشاو، زندگی نامه نویس مشهور آدولف هیتلر، به درستی از و به عنوان «تجسم شر سیاسی مدرن» یاد می‌کند.

 

داستان به قدرت رسیدن آدولف هیتلر در سال 1919 میلادی آغاز می‌شود، زمانی که آدولف هیتلر جوان، در پایان جنگ جهانی اول از ارتش آلمان، به حزب کارگران آلمان می‌پیوندد.

 

ره آورد نیوز را در اینستاگرام دنبال کنید؛ روی نوشته کلیک کنید…

 

هیتلر قبلاً یک افسر اطلاعاتی بود که حزب کارگران آلمان را زیر نظر داشت؛ او تحسین فزاینده‌ای نسبت به ایده های ملی‌گرایانه و ضدیهودی حزب پیدا کرد.

 

بنیانگذار حزب کارگران آلمان، آنتون درکسلر، هیتلر 30 ساله را پس از تحت تاثیر قرار دادن توانایی‌های سخنوری او، دعوت به حزب کرد و هیتلر عضو این حزب شد؛ دو سال بعد در سال 1921 هیتلر رئیس حزب شد.

 

علاوه بر این، حزب کارگر آلمان، به نام Deutsche Arbeiterpartei یا DAP، به حزب کارگران سوسیالیست ملی آلمان (یا NSDAP) تغییر نام داد.

 

به قدرت رسیدن آدولف هیتلر؛ کودتای سالن آبجوفروشی

به دنبال کناره گیری قیصر ویلهلم و شکست در جنگ جهانی اول، دولت جدید جمهوری وایمار آلمان مجبور به پذیرش مفاد معاهده ورسای شد که شامل پرداخت غرامت 6600 میلیونی به کشورهای پیروز بود.

 

بازپرداخت‌ها منجر به کاهش ارزش مارک آلمان در برابر ارزهای خارجی و تورم فوق العاده در آلمان شد. در سال 1923، زمانی که آلمان نتوانست بازپرداخت‌های خود را عملیاتی کند، فرانسه منطقه صنعتی روهر آلمان را اشغال کرد.

 

مطالب مرتبط…

آغاز کنفرانس صلح پاریس پس از پایان جنگ جهانی اول

فاشیسم چیست؟ / اولین بار از سوی چه کسی مطرح شد؟

روزهای اول جنگ جهانی دوم چه اتفاقاتی افتاد؟

 

آدولف هیتلر با احساسات مردمی علیه دولت معتقد بود که زمان مناسبی برای سرنگونی حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان (حزب نازی) است.

 

در 8 نوامبر با حمایت دیگر گروه‌های سوسیالیست و ژنرال لودندورف، ژنرال سابق جنگ جهانی اول، هیتلر به 600 نفر از سربازان طوفان خود به فرماندهی هرمان گورینگ دستور داد تا سالن آبجوفروشی در مونیخ را که گوستاو فون کهر، سیاستمدار محافظه‌کار در آن برای 3000 نفر سخنرانی می‌کرد، محاصره کنند.

 

حدود ساعت 8:30 شب، آدولف هیتلر وارد سالن شد، روی صندلی ایستاد و یک تپانچه به سقف شلیک کرد. او به جمعیت اعلام کرد که انقلاب آغاز شده است، سپس فون کهر را به اتاق مجاور بردند. پس از حدود ده دقیقه گروه به سالن بازگشت و هیتلر اعلام کرد که از حمایت فون کهر برخوردار است.

 

وقتی جلسه به پایان رسید، هیتلر بلافاصله برنامه ریزی برای تصرف مونیخ را آغاز کرد.

 

صبح روز بعد هیتلر و 3000 هوادار نازی راهپیمایی را به سمت مونیخ آغاز کردند. با این حال، به زودی مشخص شد که پلیس در انتظار هیتلر و طرفدارانش است. در تیراندازی که بین پلیس و طرفداران هیتلر رخ داد، شانزده نازی و چهار افسر پلیس کشته شدند. هیتلر و گورینگ هر دو مجروح شدند.

 

آدولف هیتلر در 12 نوامبر دستگیر و به خیانت متهم شد؛ در دادگاه خود در فوریه 1924 مجرم شناخته شد و به پنج سال زندان محکوم شد. زمانی که هیتلر در زندان بود کتاب معروف خود با نام “نبرد من” را نوشت.

 

به قدرت رسیدن آدولف هیتلر

شب چاقوهای بلند چه بود؟

تا پایان ماه مه 1934، هیتلر به مدت 16 ماه صدراعظم و 14 ماه دیکتاتور بود، اما دو مانع برای قدرت مطلق او باقی ماند.

 

اول رفیق قدیمی او ارنست روم، رئیس ستاد SA “پیراهن قهوه ای” بود. دوم، رئیس آلمان. پل فون هیندنبورگ هنوز زنده بود و بر سر کار بود و اگر می‌خواست، می‌توانست با واگذاری قدرت به رایشسور(سازمان نظامی نیروهای مسلح جمهوری وایمار)، تمام نقشه‌های هیتلر را نقش برآب کند.

 

آدولف هیتلر که می دانست قدرت نظامی برای سیاست خارجی او ضروری است و دشمنی با ژنرال ها می تواند برای خودش کشنده باشد، تصمیم گرفت ارنست روم را قربانی کند.

 

شب چاقوهای دراز که «عملیات مرغ مگس خوار» یا «روهم پوچ» نیز نامیده می‌شود، رویدادی بود که طی آن سربازان اس‌اس هیتلر برای خلاصی هیتلر از تهدیدات سیاسی احتمالی دست به یک سری قتل‌های سیاسی زدند.

 

این قتل رهبران جناح SA حزب نازی و همچنین ضد نازی‌های برجسته را هدف قرار داد که در تاریخ 30 ژوئن تا 2 ژوئیه 1934 رخ داد.

 

چرا همکار نازی خود را باید بکشیم؟

در طول شب چاقوهای دراز، بسیاری از افرادی که کشته شدند، همان افرادی بودند که به هیتلر وقادرا بودند و به او کمک کردند تا به قدرت برسد. پس چرا آنها را کشت؟

 

پاسخ بیشتر ترس و حسادت بود. دیگر رهبران نازی مانند هاینریش هیملر و هرمان گورینگ به ارنست روم و قدرتی که داشت حسادت می‌کردند.

 

ارنست روم کنترل SA را در دست داشت، ارتشی بزرگتر از ارتش آلمان، و این نگرانی وجود داشت که او بتواند برنامه های هیتلر را برای سرکوب حقوق کارگران به منظور کنترل صنعت آلمان و آماده سازی آلمان برای جنگ خنثی کند.

 

برای متقاعد کردن هیتلر به ضرورت پاکسازی، مخالفان ارنست روم شواهدی را تهیه کردند که نشان می‌داد او قصد دارد هیتلر را سرنگون کند.

 

اعلامیه هیتلر

هیتلر تنها در 13 ژوئیه آنچه را که اتفاق افتاده بود اعلام کرد و آن را “شب چاقوهای بلند” پس از عبارتی از یک آهنگ نازی نامید.

 

او مدعی شد که 13 نفر در حین مقاومت در برابر دستگیری تیرباران شدند و 61 نفر به جرم خیانت اعدام، اما برخی گفته اند که تعداد اعدامی‌ها ممکن است تا 400 نفر رسیده باشند.

 

هیتلر برای کشتن این افراد هیچگاه دادگاهی نشد چون خودش قاضی عالی آلمان شده بود.

 

جهان پس از به قدرت رسیدن هیتلر روی آرامش نخواهد دید.

 

 

 

 

درباره‌ی morteza rahavard

دانش آموخته علوم سیاسی

همچنین ببینید

رهبران کشور چین

5 رهبر مهم چین که باید آن‌ها را بشناسید

پنج رهبر بزرگ کشور چین که به شکل گیری پرجمعیت ترین کشور روی کره زمین کمک کردند، نگاهی خواهیم انداخت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *