قرون وسطی

پایان دوره تاریخی قرون وسطی چه زمانی بود؟

قرون وسطی

قرون وسطی به دوره تاریخی در اروپا گفته می‌شود که با سقوط امپراتوری روم در قرن پنجم میلادی شروع و تا قرن 15 میلادی ادامه داشته است.

 

به گزارش ره آورد نیوز، اما اینکه دقیقاً چه زمانی و براثر چه رویدادی پایان قرون وسطی و آغاز مدرنیته شروع شد، به پژوهشی عمیق تاریخی نیاز است. 4 متخصص به سوال ما پاسخ خواهند داد تا ببینیم پایان این دوره تاریخی دقیقاً چه زمانی بود.

 

دانشمندان اومانیست مطمئناً فکر می کردند که در عصر جدیدی زندگی می‌کنند.

بریجت هیل، استاد تاریخ اولیه مدرن در دانشگاه سنت اندروز می‌گوید: من به عنوان یک مورخ آلمانی، می‌گویم که دوره قرون وسطی در 31 اکتبر 1517 میلادی به پایان رسید، روزی که ظاهراً مارتین لوتر 95 پایان نامه خود را به درب کلیسای قلعه در ویتنبرگ میخکوب کرد.

 

اعتراض لوتر به اعمال کلیسای کاتولیک به انشعاب مسیحیت غربی، بیش از یک قرن جنگ مذهبی و از طریق برخی مسیرهای بسیار پیچیده، به افزایش تساهل مذهبی منجر شد. علاوه بر این، اصلاحات آلمانی در کنار چاپخانه روی کار آمد.

 

ره آورد نیوز را در اینستاگرام دنبال کنید؛ روی نوشته کلیک کنید…

 

البته همه چیز به این سادگی نبود.

 

اعتراض لوتر انزجارهایی را متبلور کرد که برای چندین دهه شکل گرفته بود و چیزهای زیادی در مورد اصلاحات او وجود داشت که عمیقاً قرون وسطایی بود.

 

پایان قرون وسطی

جنبش فکری و فرهنگی معروف به رنسانس شاید حوضه دیگری را نیز شامل شود.

دانشمندان اومانیست مطمئناً فکر می‌کردند که در عصر جدیدی زندگی می کنند، جدا از دوره تاریکی که پس از سقوط روم بود. پادشاهان دوره رنسانس سبک‌های جدیدی از سلطنت را معرفی کردند و شکوفایی چشمگیری در هنر، معماری و موسیقی وجود داشت. اما واقعاً رنسانس چقدر جامعه را متحول کرد؟ زندگی اکثر ساکنان اروپا که به ساختارهای اجتماعی و اقتصادی سنتی محدود شده بودند، اندکی تغییر کرد. همانطور که لردبلک‌دیدر به طور به یاد ماندنی به خدمتکارش گفت: “برای تو، بالدریک، رنسانس فقط چیزی بود که برای افراد دیگر اتفاق افتاد، اینطور نیست؟”

 

دوره‌بندی صرفاً وسیله‌ای است که مورخان برای ساختار تحقیق و تدریس خود از آن استفاده می‌کنند.

 

در اروپا، تقسیم بین قرون وسطی و اوایل مدرنیته نامشخص بود و، فراتر از مرزهای اروپا، نشانه‌هایی مانند «رفرماسیون» و «رنسانس» معنایی نداشت. در این عصر تاریخ جهانی، شاید ما نیاز داریم که نگران زمان پایان این دوره تاریخی نباشیم، بلکه نگران این باشیم که آیا اصلاً وجود داشته است یا خیر.

 

لوسی پارکر، محقق فوق دکتری در کریست چرچ، آکسفورد در خصوص پایان این دوره تاریخی می‌گوید: قرون وسطی یک فانتزی است که تعریف یا تاریخ آن، حداقل در سطح جهانی، غیرممکن است.

 

در واقع تاریخ شروع قرون وسطی حدود سال 500 پس از میلاد و سقوط امپراتوری روم غربی شروع، و تا سال 1500 میلادی با تحولات فرهنگی رنسانس در اروپا، کشف آمریکا و اصلاحات مذهبی پایان یافت.

 

لوسی پارکر می‌گوید: اگر به دنبال تعریفی جهانی از قرون وسطی باشیم، نمی‌توانیم به رویدادهای خاصی نگاه کنیم، بلکه باید یک شخصیت مشخص قرون وسطایی را شناسایی کنیم.

 

مطالب مرتبط…

فاشیسم چیست؟ / اولین بار از سوی چه کسی مطرح شد؟

نیکولو ماکیاولی فیلسوف و نویسنده ایتالیایی متولد شد

 

 

“قرون وسطی اغلب با آنچه جهانی که مدرن نیست، تعریف می‌شود. در حالی که دنیای مدرن، جهانی، سکولار، شایسته سالار و بردبار است، قرون وسطی به عنوان منزوی، عمیقاً مذهبی، سلسله مراتبی و عدم تحمل دیده می‌شود.

 

با این حال، هیچ یک به طور مستقیم از دوره 500 تا 1500 میلادی قابل تایید نیست.

 

ارتباطات عصر مدرن در قرون وسطی نیز وجود داشت؛ برای مثال، راهب مسیحی چینی ربان ساما را در نظر بگیرید که در سال 1287 میلادی به عنوان فرستاده خان مغول به اروپا سفر کرد و در آنجا با افراد برجسته از جمله ادوارد اول از بریتانیا ملاقات کرد.

 

آزار و شکنجه و نابردباری سیاسی در برخی از بخش‌های جهان قرون وسطی – به‌ویژه اروپای مسیحی از قرن دوازدهم به بعد – شایع بود، اما در همه جا رایج نبود. در خلافت عباسی، «عصر طلایی» اسلامی شاهد مشارکت مسیحیان بانفوذی مانند دکتر و محقق حنین بن اسحاق (متوفی 873) بود.

 

از سوی دیگر سلطنت موروثی جهانی نبود؛ دین اهمیت زیادی داشت، اما مردم همیشه بی‌چون و چرا و ساده لوح نبودند.

 

در دنیای مدرن ما، که هنوز شاهد درگیری‌های مذهبی و «قومی»، محرومیت از حقوق افراد، بی‌توجهی به پناهندگان و گسترش اطلاعات نادرست هستیم، نمی‌توانیم تعصب و زودباوری را با گذشته از بین رفته قرون وسطی مرتبط کنیم. اگر قرون وسطی را با تعصب و عدم تحمل تعریف کنیم، باید بپذیریم که امروز هم در آن زمان زندگی می‌کنیم.

 

آغاز و پایان قرون وسطی

قرون وسطی ادامه دارد؛ نفوذ و حضور فراگیر قرون وسطی در هنر، فرهنگ، یادگیری و جامعه همه چیزهایی را که پس از آن اتفاق افتاد را نشان می‌دهد

الین ترهارن، روبرتا بومن دنینگ استاد دانشگاه استنفورد در خصوص قرون وسطی گفت: مطالعات تاریخی به من آموخت که دوران قرون وسطی در 22 اوت 1485 به پایان رسید، زمانی که هنری هفتم ولزی سلسله تودور را تأسیس کرد.

 

برای من، قرون وسطی ادامه دارد؛ نفوذ و حضور فراگیر قرون وسطی در هنر، فرهنگ، یادگیری و جامعه همه چیزهایی را که پس از آن اتفاق افتاد را نشان می‌دهد. ادبیات بدون غزلی که برای اولین بار توسط چاسر به انگلیسی آورده شد، کجاست؟ ویلیام موریس بدون الهام از رنگ‌ها، نقش‌ها و نوشته‌های نسخه‌های خطی قرون وسطی کجا می‌بود؟ فرهنگ معاصر چقدر غنی شده است به خاطر کارهای زادیه اسمیت، و ماریا دهوانا هدلی، که هر کدام آثار درخشانی را تولید می کنند که متون جدیدی را از رشته‌های قرون وسطی به عاریت گرفته‌اند.

 

چنین اقتباس‌های خلاقانه‌ای نشان‌دهنده تداوم آشکار سنت‌های پیشین است و با تصاحب عمدی ناآگاهانه قرون وسطایی کاذب توسط گروه‌های راست افراطی فاصله زیادی دارد.

 

برای بسیاری از فرهنگ‌ها در سراسر جهان، «قرون وسطی» هرگز به پایان نرسید، زیرا هرگز وجود نداشت. در فرهنگ غربی، هرگز به پایان نرسید، زیرا هرگز واقعاً آغاز نشد.

 

پایان قرون وسطی

«وقتی مورخان به دنبال پایان دوران قرون وسطی هستند، واقعاً به دنبال نشانه‌هایی از مدرنیته هستند».

حسن الخویی، دانشیار پژوهشی موسسه مطالعات اسماعیلی لندن می‌گوید: مارگرتا دو گرازیا، مورخ، استدلال می‌کند که شکاف بین آنچه «قرون وسطایی» و آنچه «مدرن» تلقی می‌شود، نشان می‌دهد که چه چیزی امروز به ما مربوط است و چه چیزی نیست.

 

وقتی مورخان به دنبال «پایان» دوران قرون وسطی هستند، واقعاً به دنبال نشانه‌هایی از مدرنیته هستند.

 

به طور معمول، آنها مدرنیته را در “رنسانس”، زادگاه خیالی مدرنیته می‌یابند. با این حال، من پیشنهاد می‌کنم که تصور ما از زمان پایان دوره قرون وسطی همیشه با تکامل هویت «مدرن» خودمان تغییر خواهد کرد.

 

مشکل دیگر این سؤال این است که «قرون وسطایی» معمولاً تنها به سرزمین‌های مسیحی لاتین زبان اروپای غربی اطلاق می‌شود، به استثنای جهان اسلام.

 

مفهوم “قرون وسطایی” در اروپای قرن نوزدهم ابداع شد که توسط ایدئولوژی‌هایی شکل گرفت که چیزی شبیه پرده آهنین بین غرب مسیحی و شرق اسلامی می‌کشید.

 

تحولات در جاهای دیگر دنیا متحرک است؛ ظهور اسلام به عنوان نقطه اوج اواخر دوران باستان در قرن هفتم و هشتم میلادی بود.

 

عصر «کلاسیک» سنت‌های فلسفی و علمی اسلامی پس از آن، دوران خوارزمی، فارابی، ابن سینا، رازی، ابن هیثم و ابن رشد بود.

 

از اپتیک تا ارسطویی تا نجوم، تا معماری، شیمی و مکانیک بانکداری تجاری، تحولات در جهان اسلام به دنبال تاریخ‌های متفاوتی بود که بر اساس شرایط خاص خود دوره‌بندی شده‌اند.

 

تاریخ جهان اسلام از تاریخ اروپا، به‌ویژه «تولد» رنسانس جدایی‌ناپذیر است.

 

در واقع با شکاف میان قرون وسطی و مدرن، تداوم تاریخ را انکار می‌کنیم.

 

 

درباره‌ی morteza rahavard

دانش آموخته علوم سیاسی

همچنین ببینید

فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی

نگاهی متفاوت به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی

فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان کمونیسم و تغییرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ناشی از …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *