زمینه های انقلاب مشروطه

انقلاب مشروطه ایران؛ اولین گام به سمت پاسخگو کردن حکومت

14 مرداد 1285 شمسی، صدور فرمان مشروطیت در ایران توسط مظفرالدین شاه قاجار امضا شد و این کشور را به سمت تغییرات بنیادی در ساختار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی سوق داد.

 

به گزارش ره آورد نیوز، استقرار رژیم مشروطه در ایران هدف اصلی انقلاب بین سال‌های 1285 تا 1288 شمسی بود.

 

مانند هر انقلاب بزرگ دیگری، انقلاب مشروطه در ایران طیف وسیعی از افکار و اهداف را در بر می گرفت که منعکس کننده گرایش های فکری، پیشینه های اجتماعی و مطالبات سیاسی گوناگون بود.

 

در آن زمان حتی خود متن قانون اساسی از حمایت جهانی برخوردار نبود؛ با این حال، علی‌رغم ابهامات ایدئولوژیک، انقلاب به دلیل دستاوردهای سیاسی و پیامدهای اجتماعی و فرهنگی پایدار، به عنوان یک رویداد دوران ساز در تاریخ مدرن ایران باقی مانده است.

 

انقلاب مشروطه به عنوان یک انقلاب مدرن، هدف آن از بین بردن نظم قدیمی از طریق کنش مردمی و با حمایت از اصول لیبرالیسم، سکولاریسم و ​​ناسیونالیسم بود.

 

اینستاگرام ره آورد نیوز

 

برای اولین بار در طول تاریخ معاصر ایران، انقلابیون تلاش کردند تا قانون، حکومت نمایندگی و عدالت اجتماعی را جایگزین قدرت خودسرانه کنند و با ناسیونالیسم آگاهانه، کنشگری مردمی و استقلال اقتصادی در برابر تجاوز قدرت های امپراتوری مقاومت کنند.

 

مشروطه خواهان همچنین سعی کردند از طریق آموزش مدرن و اصلاحات قضایی، قدرت نهاد مذهبی محافظه کار را مهار کنند.

 

آنها با متمرکز ساختن دولت، در پی کاهش قدرت افراد سرشناس قبیله‌ای و شهری بودند. حس ملیت بیشتر که پس از انقلاب پدیدار شد، برای هویت ایرانی مدرن ضروری باقی مانده است.

 

این که انقلاب مشروطه در ایران اولین انقلاب در نوع خود در جهان اسلام بود، _قبل از انقلاب ترکان جوان در سال 1908 در ترکیه امروزی_ شکی نیست.

 

این رخداد را می‌توان با وضعیت ایران در نیمه دوم قرن نوزدهم توضیح داد.

 

بین 1264/1848 و 1268/1852، دولت و نهاد مذهبی توانستند هر دو گزینه موجود برای تغییر اساسی در ساختار سیاسی کشور را در نطفه خفه کنند.

 

به میزانی که اصلاحات اداری، نظامی، آموزشی و اقتصادی میرزا تقی خان امیرکبیر، نخست‌وزیر شهیر، به اجرا درآمد، به افشای ایران در معرض نهادها و افکار غربی کمک کرد، اما در عین حال زمان به طور ناخواسته به تداوم سلطنت قاجار کمک کرد و همزیستی مسالمت آمیز بین دولت و روحانیت در بیشتر دوران سلطنت ناصرالدین شاه جاری و ساری بود.

 

اگرچه طرفداران اصلاحات سیاسی در دهه‌های بعدی منزوی شدند و در برابر همه حرکت‌ها به سمت باز کردن نظام سیاسی مقاومت هایی شکل گرفت، اما مخالفت هرگز به طور کامل ریشه کن نشد.

 

بنابراین جنبش تنباکو در سال 1269 را باید به عنوان اولین نشانه شورش مردمی علیه نظم حاکم دانست.

 

این تقریباً تمرینی برای انقلاب مشروطه بود که یک ائتلاف ضمنی ضد امپریالیستی و ضد سلطنتی متشکل از روحانیون، منافع تجاری و روشنفکران دگراندیش ایجاد کرد.

 

در دوره سلطنت مظفرالدین شاه روشنفکران جدید از مطبوعات و آموزش مدرن برای جلب حمایت یک ائتلاف ضمنی برای برنامه سکولارسازی حیات مادی و اخلاقی، میهن پرستی و سیاسی استفاده کردند.

 

انقلاب مشروطه

اولین مدافعان اصلاحات در دوره قاجار

در طول قرن نوزدهم، مطالبات عدالت خواهانه در نوشته های اصلاح طلبانه، خطبه های وعاظ مردمی و عریضه های بازرگانان برجسته بود.

 

مطابق با مفهوم «عدالت‌طلبی» در نظریه‌ی ایرانی-اسلامی حکومت، چنین خواسته‌هایی طبیعی و مشروع به نظر می‌رسیدند.

 

این بحث عدالت طلبی در آگاهی جمعی ایران شیعه نیز زنده بود. این مفاهیم آشنا از عدالت طنین جدیدی در نوشته های اصلاح طلبان قرن نوزدهم یافت. اصلاح‌طلبان ایرانی که از یکسو مستقیماً از انقلاب فرانسه، فراماسونری و آزاداندیشان الهام گرفته و از طرف دیگر و به‌طور غیرمستقیم از عثمانی‌های جوان و دیگر مدافعان اسلامی اصلاحات سیاسی و اخلاقی الهام گرفته بودند، سعی کردند مفهوم عدالت را با آرمان‌های عدالت اجتماعی و حقوق برابر شهروندان یکی بدانند.

 

میرزا ملکم خان ناظم الدوله اولین نویسنده اصلاح طلب ایرانی بود که از مکاتب لیبرال فرانسوی و انگلیسی آگاهی کافی داشت.

 

عبارات کلیدی مانند قانون، اصلاحات، مجلس شورا (شورای مشورتی)، ملت، و حق ملت (حقوق ملت) سخن به میان آورد.

 

ملکم خان بعداً، در روزنامه‌اش به نام قانون که در اوایل دهه 1890 در لندن منتشر شد، حمایت از اصلاحات را با نقدی بی‌مانع از استبداد و فساد سیاسی در هم آمیخت. در دهه قبل از انقلاب مشروطه، مفهوم مبهم نظام پارلمانی با قانون اساسی، تقسیم قوا، و نمایندگی مردمی مطرح شده در قانون، محور اصلی جوشش انقلابی نوظهور بود.

 

ملکم پیشنهاد کرد که «حداقل یکصد نفر از مجتهدین بزرگ و علمای نامی ایران در مجلس شورای ملی گرد هم آیند. باید آنها را مسئول دانست و به آنها اختیار تام داد که ابتدا قوانین و اصولی را که برای سازماندهی مجدد ایران لازم است، وضع، تدوین و رسماً اعلام کنند.

 

ثانیاً، طبق ترتیبی منظم، مجلس شورای ملی باید خود را نگهبان، ناظر و عامل اجرای قانون بداند. ملکم از حقوق طبیعی مردم حمایت می کرد و بر وظیفه آنان در قبال وطن (وطن) تاکید می کرد، اما از انتقاد مستقیم ناصرالدین شاه خودداری می کرد.

 

در این بین علمای اسلامی نیز به عنوان مدافعان اولیه اصلاحات سیاسی، به فکر سازگاری شریعت اسلامی با مشروطیت بودند.

 

آخوند زاده نیز پیشرو یک مکتب سکولاریستی با دیدگاههای ضد روحانی آشکار بود. در نوشته‌های میرزا فتحعلی آخوندزاده بسیاری از مضامین دوره مشروطه – آموزش سکولار، بازسازی اخلاقی، دشمنی با خرافات – را می توان یافت.

 

زمینه های انقلاب مشروطه

انقلاب مشروطه در راه بود

در آغاز قرن بیستم، روند اصلاح طلبی در ایران ویژگی مشخصی پیدا کرد.

 

انقلاب اکتبر 1905 میلادی در روسیه و به دنبال آن تصویب قانون اساسی، سپس با تشکیل دومین دوما در روسیه تزاری و متعاقبا انحلال آن، نمونه ای از مبارزه انقلابی مردمی علیه قدرت استبدادی در کشوری بود که مدت ها از آن به عنوان سنگر مطلق گرایی یاد می شد، پا گرفت.

 

اندکی پیشتر، پیروزی قاطع ژاپن در جنگ روسیه و ژاپن (1904-1905)، اولین پیروزی یک کشور آسیایی بر یک قدرت اروپایی، در مطبوعات فارسی مورد ستایش قرار گرفت و به موفقیت ژاپن در تبدیل خود از یک جامعه فئودالی عقب مانده نسبت داده شد.

 

در اواسط قرن نوزدهم، و به ویژه در دوران میرزا حسین خان سپهسالار در دهه 1870، مطبوعات کوچک فارسی، اگرچه تحت کنترل دولت بودند، به طور تصادفی در مورد جنبه هایی از مشروطه و رویدادهای انقلابی غرب گزارش می دادند.

 

در دهه پایانی قرن، خوانندگان فارسی برای مدت کوتاهی نه تنها در معرض گسترش استعمار و رقابت های امپراتوری، بلکه در معرض بحران مکرر قانون اساسی در فرانسه، نظام پارلمانی بریتانیا، روند اتحاد آلمان، انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده قرار گرفتند.

 

علمای مشروطه خواه

مجتهدین مشروطه خواه

دو رهبر شناخته شده روحانی انقلاب از خانواده‌های روحانی قدیمی و قدرتمندی بودند که اقتدارشان بر جامعه دینی، اگرچه شناخته شده بود، اما از سوی مجتهدین رقیب تهدید می‌شد.

 

سيد محمد طباطبايی و سید عبدالله بهبهانی مجتهدان بانفوذی بود که خواستار اصلاحات سیاسی با انگیزه مصلحت اندیشی و نیز اعتقاد واقعی لیبرال بودند.

 

حمایت این دو نفر از وعاظ اصلاح طلب تا حدی ناشی از تمایل عمومی علما، حداقل از زمان حکومت رژیم، برای گسترش دامنه قدرت و کنترل قضایی خود به هزینه دولت بود.

 

مجتهدان اصلاح طلب به این دلیل به خط مقدم جنبش مردمی رفتند که توانستند پیام فعالان را با اقتدار و عزم خود ترکیب کنند. فشار رده‌های پایین‌تر، عمدتاً از جانب دانشجویانی که در معرض افکار لیبرال بودند، نیز بر جهت‌گیری آنها تأثیر گذاشت.

 

در مراحل اولیه جنبش مشروطه به نظر می رسید که آنها اغلب «حکومت قانون» را به عنوان اجرای شریعت درک می کردند.

 

در واقع، تعداد کمی از علمای عالی رتبه از قانون اساسی صرفاً سکولار حمایت کردند.

 

این دو مجتهد جدا از نقش رهبری یک جنبش مردمی، همراهیشان با اصلاحات سیاسی و میهن پرستی صرفاً برای دفاع از اسلام بود.

 

در نامه معروف طباطبایی در سال 1323/1905 به نخست وزیر عین الدوله از مخالفت با تشکیل مجلس ملتی، «ائتلاف دولت و مردم و علما و بزرگان» انتقاد کرد.

 

او در نامه اش به نخست وزیر نوشت: «دولت شیعه محدود به فارس است و اعتبار و سعادت آنان [یعنی شیعیان] در گرو آن است. چرا ویرانی ایران و تحقیر مطلق دولت شیعه را مجاز دانستید؟ . . . ممکن است پاسخ دهید که آخوندها نگذاشتند [فارس نجات یابد]. این قابل درک نیست. . . من می توانم پیش بینی کنم که کشورم (وطن)، مقام و منزلت من، خدمت به اسلام به دست دشمنان بیفتد و تمام قامت من از بین برود. پس تا زمانی که نفس می کشم، برای حفظ این کشور تلاش خواهم کرد، حتی به قیمت جانم.»

 

اکثر مجتهدین عالی رتبه تنها در صورتی حاضر به تایید اصلاحات سیاسی بودند که به آنها کنترل بیشتری بر زندگی عمومی بدهد و تنها از ترس از دست دادن نفوذ واعظان رادیکال و روشنفکران سکولار به عرصه انقلابی کشانده شدند.

 

مجتهدین به حاشیه رانده شده دریافته بودند که نظم لیبرال الهام گرفته از اروپا با امتیازات سنتی آنها دشمنی دارد.

 

مشروطیتی که توسط واعظان مردمی پیش رفت، به دلیل نارضایتی تجار و اصناف، که به دنبال کنترل بیشتر بر سرنوشت اقتصادی و سیاسی خود بودند، در بازار قوت گرفت.

 

موسیو نوز بلژیکی در لباس روحانیت

جرقه‌های انقلاب مشروطه

انتصاب ژوزف نوز بلژیکی به ریاست خدمات گمرکی و تحریم مقررات جدید گمرکی یکی دیگر از رخدادهایی بود که به انقلاب مشروطه کمک زیادی کرد.

 

احمد کسروی در تاریخ مشروطهٔ ایران می‌نویسد از آنجا که مردم و روحانیون، تعرفه‌ها را به زیان می‌دیدند و وجود یک خارجی را بر مصدر امور نمی‌پذیرفتند، ناخشنود بودند. بلژیکی‌ها در قبال به سخت‌گیری و بدرفتاری با ایرانیان (به ویژه مسلمانان) می‌پرداختند و میان یک ایرانی و یک خارجی؛ و حتی یک ایرانی مسیحی و یک ایرانی مسلمان تبعیض می‌گذاشتند. این مسائل باعث منفوریت نوز بلژیکی شد.

 

در این بین، اروپاییان حاضر در تهران برای مراسم سال نو محفلى به پا کردند و برای این منظور، لباس‌هاى مختلف و ماسک پوشیدند. در جریان این ماجرا، نوز بلژیکى که کارگزار روس‌ها در امور گمرک ایران به حساب می‌آمد، در لباس روحانیون و با قلیانی در دست، عکسی گرفت که در میان مردم عزادار ماه محرم پخش و موجب اعتراض آن‌ها شد. موسیو نوز بلژیکی با این رفتار، سبب تعطیلی بازار و تجمع مردم در حضور روحانیون شد.

 

احداث بانک استقراضی روس در قبرستان مسلمانان نیز مزید بر علت شد و تحریک احساسات مردم را به‌ همراه داشت. بر این اساس قرار بود که بانک مذکور در زمینی وقفی و در قبرستان مسلمانان احداث شود. در اثنای ساخت، استخوان‌های تازه مردگان کشف شد؛ اما اجساد و استخوان‌ها با بی‌اعتنایی در چاهی ریخته شد. در پی این بی‌حرمتی، مردم به ساختمان در حال احداث بانک حمله و آن را ویران کنند.

 

بست نشینی در سفارت انگلستان

گزارش‌های تاریخی نشان می‌دهد که بهای قند از منی پنج قران، به هفت تا هشت قران رسید و این روند رو به رشد گرانی سبب آن شد که علاءالدوله ۱۷ نفر از قند و شکرفروشان تهران را احضار کرد تا علت گرانی قند از پنج قران به هفت قران را توضیح دهند، چند تنی که رفتند باآنکه بازرگان قند نبودند توضیحات خود را به علاءالدوله ارائه دادند، اما علاءالدوله از توضیحات آنان قانع نشد و دستور داد آنان را به فلک بستند و چوب به پاهای آنها زدند. در میان آنها حاجی سیدهاشم قندی یکی از بازرگانان بزرگ قند که مردی سالخورده بود نیز حضور داشت. علاءالدوله با تندی از او پرسید: چرا قند را گران‌تر کرده‌اید؟ حاجی سید هاشم قندی گفت: «در سایه پیشامد جنگ روس و ژاپن قند کمتر می‌آید و باز در تهران ارزان‌تر از دیگر شهرهاست، ضمن اینکه تاجران بزرگ واردکننده قند و شکر را گران‌تر می‌فروشند.» علاءالدوله از آنان خواست تا نامه‌ای بنویسند که قند را به قیمت قبلی به فروش برسانند اما آنان از چنین کاری سر باز زدند زیرا قیمت قند و شکر نزد بازرگانان قیمت بالاتری داشت و قبول این امر به‌منزله نابودی سرمایه بازاریان بود.

 

علاءالدوله به‌منظور گرفتن زهرچشمی از بازاریان و کنترل روند رو به رشد بازار قند و شکر چند تن از بازاریان را شلاق زد، وی به خیال اینکه این تنبیه موجب خواهد شد تا بازاریان از ترس، قیمت‌ها را پایین بیاورند. خبر به چوب بستن تجار قند و شکر به‌سرعت در تهران پیچید و بازاریان به حمایت از تجار دکان‌های خود را تعطیل کردند، روحانیون نیز مردم را تشویق کردند تا به قیام آنان و بازاریان بپیوندند.

 

مطالب مرتبط…

باسکرویل شهید آمریکایی جنبش مشروطه ایران

پناهندگی محمدعلی شاه قاجار در باغ سفارت روسیه در تهران

قیام مردم تبریز به رهبری ستارخان و باقرخان

 

عین‌الدوله اعتنایی به اعتراض‌ها نکرد که همین امر باعث شد، علما به حرم حضر‌ت‌ عبدالعظیم (ع) مهاجرت کنند و حکومت را آشکارا مورد انتقاد قرار دهند و از ستم‌ کارگزاران حکومت و وضعیت بد مردم بگویند.

 

اهداف بازرگانان در ابتدا محدود بود. آنها که از دخالت دولت در بازار و ناتوانی آن در جلوگیری از رقابت ناعادلانه خارجی در تجارت و بانکداری ناامید شده بودند، خواستار مقاومت در برابر نفوذ بیشتر اقتصادی شدند.

 

در آستانه انقلاب مشروطه، بسیاری از بازرگانان، زمین داران، سرشناسان شهری و حتی اعضای خانواده سلطنتی به شدت به بانک های خارجی بدهکار بودند. آنها با نزدیک شدن به ورشکستگی، استقلال اقتصادی را راهی برای برون رفت از مشکلات مالی خود می دیدند.

 

روحانیون برای برگشت خود شرط گذاشتند که دولت علاوه بر تاسیس عدالت‌خانه، نوز بلژیکی و عین الدوله را برکنار کند. دولت چاره‌ای جز پذیرش خواست علما نداشت.

 

ماجرا به اینجا ختم نشد و خشونت دولتی علیه مردم و عدم پایبندی حکومت به تعهداتش، به گسترش اعتراض‌ها دامن زد که حکومت آن را برنتابید و تجمع اعتراضی مردم تهران در مسجد جامع را به خاک و خون کشید. علما در واکنش به این موضوع به قم مهاجرت کردند و عده‌ای از مردم از ترس جان خود به سفارت انگلیس پناه بردند. این تحصن یک ماهه باعث شد که متحصنان به‌تدریج خواسته‌های خود را تغییر دهند و به‌دنبال ورود مضامین فرهنگ غربی به درخواست‌هایشان باشند.

 

در پی اعتراضات مردم و درخواست فرمان مشروطیت یا تشکیل مجلس شورای ملی توسط مظفرالدین شاه قاجار در ۱۳ مرداد ۱۲۸۵ خورشیدی امضا شد و یک روز بعد در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ فرمان مشروطیت صادر شد.

 

مظفرالدّین شاه با امضای این فرمان، درخواست متحصنین در جنبش مشروطه ایران را پذیرفت و با مشارکت مردم در امر حکومت موافقت کرد و بدین ترتیب در سرزمین ایران برای نخستین بار حکومت مشروطه تأسیس شد.

 

 

درباره‌ی morteza rahavard

دانش آموخته علوم سیاسی

همچنین ببینید

یواخیم فون ریبنتروپ

یواخیم فون ریبنتروپ: یک چهره پیچیده در آلمان نازی

یواخیم فون ریبنتروپ یک شخصیت محوری و بحث برانگیز در تاریخ آلمان نازی باقی مانده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *