میرزا حسین خان سپهسالار

پشت پرده اعطای امتیاز رویتر توسط ناصرالدین شاه/ نقش میرزاحسین‌خان سپهسالار در واگذاری امتیاز

امتیاز رویتر

1251 شمسی در چنین روزی، امتیاز رویتر در زمان ناصرالدین شاه قاجار و صدراعظم وقت، میرزاحسین خان سپهسالار انحصار ساختمان راه آهن، استخراج معادن و تاسيس بانک ملی موسوم به امتیاز رویتر را به “بارون جوليوس دو رويتر” سرمايه‌دار انگليسی اعطا کرد.

 

1251 شمسی مصادف با 1872 میلادی در چنین روزی، قرارداد موسوم به رویتر میان دولت ایران و بارون جولیوس رویتر امضا شد.

 

به موجب این قرارداد دولت ایران علاوه بر اعطای امتیاز راه‌آهن ایران به این سرمایه‌دار انگلیسی، حق کشف و بهره‌برداری از تمامی معادن ایران به جز طلا و نقره، ایجاد کمپانی‌های صنعتی، کانال کشتیرانی و… را نیز به مدت ۷۵ سال به او واگذار می‌کرد.

 

پیج اینستاگرام ره اورد نیوز را دنبال کنید؛ روی نوشته کلیک کنید…

 

یکی از افرادی که نام او همیشه با امتیاز رویتر شنیده می‌شود، میرزاحسین خان سپهسالار صدراعظم با دانش و زیرک ناصرالدین شاه قاجار است.

 

 

میرزا حسین خان سپهسالار

سپهسالار که بود؟

میرزا حسین خان قزوینی زاده‌ی 1206 شمسی ملقب به مشیرالدوله و سپهسالار، صدراعظم ناصرالدین شاه قاجار بود.

 

سپهسالار اصلاحگری بود که وطن‌پرستی و عشق به ترقی کشور و انتظام امور در او جبلی بود.

 

برای این، جمله احکام و دستورهای او که در کارهای کشور داده دلیلی بس هویدا است.

 

با هر چه کهنه بود دشمن و در همه چیز به نویی و تازگی معتقد بوده، به افکار پوسیده و رسوم قدیمی وقعی نمی‌گذاشت.»

 

توصیف عبدالله مستوفی از میرزا حسین‌خان سپهسالار، دومین صدراعظم اصلاح‌طلب ناصرالدین‌ شاه قاجار، شاید کامل‌ترین توصیف از مدیری است که بسیاری از پژوهشگران اقداماتش را زمینه‌ساز اصلی جنبش مشروطیت می‌دانند.

 

میرزا حسین‌خان سپهسالار، صدراعظم شاخص نیمه دوم سلطنت ناصری و فردی که تجدد به معنی عام را در مدیریت کشور وارد کرد.

 

مدیریت دولتی میرزا حسین‌خان در زمان صدارت میرزا تقی‌خان امیرکبیر آغاز شد.

 

او در سال ۱۲۳۰ هجری شمسی زمانی که فقط ۲۵ سال داشت به سمت کارپردازی و در مقام کنسولگری به بمبئی رفت و در سال ۱۲۳۴ کنسول تفلیس شد.

 

چهار سال بعد در سمت وزیرمختاری به ماموریت اسلامبول اعزام شد و سه سال را در دربار عثمانی گذراند، در همان جا بود که لقب مشیرالدوله گرفت.

 

یک بار نیز در سال ۱۲۴۲ بر سر قضیه هرات از طرف دولت به ماموریت لندن رفت.

 

مدیریت عالی میرزا حسین‌خان در سال ۱۲۴۹ شمسی با انتصابش به وزارت عدلیه و اوقاف آغاز شد.

 

در سال ۱۲۵۰ با لقب سپهسالار اعظم به وزارت جنگ رفت و یک ماه و نیم بعد به صدارت رسید؛ ولی پس از دو سال، در راه بازگشت از نخستین سفر ناصرالدین‌ شاه به فرنگ، زمانی که نزدیک قزوین رسیدند از صدارت عزل و به حکومت گیلان منصوب شد.

 

مطالب مرتبط…

امضای قرارداد نفتی گس گلشاییان بین ایران و انگلستان

 

یک ماه بعد او را از رشت به پایتخت احضار و به وزارت امور خارجه منصوب کردند.

 

یک سال بعد وزارت جنگ نیز بر عهده او قرار گرفت.

 

میرزا حسین‌خان شش سال هر دو وزارتخانه را مدیریت کرد تا اینکه در شوال ۱۲۶۹ برکنار و سال بعد فرمانفرمایی خراسان را بر عهده گرفت و روانه مشهد شد.

 

او در پاییز ۱۲۶۰ به مرگی مشکوک و زودهنگام در ۵۷ سالگی درگذشت.

میرزا حسین خان سپهسالار

ماجرای پرفراز و نشیب امتیاز رویتر

یکی از مهم‌ترین و عجیب‌ترین رویدادهای دوره‌ ناصرالدین‌شاه قاجار اعطای امتیاز رویتر بود که پیامدهایی تاریخی به‌دنبال داشت.

 

یکی از این اتفاقات سقوط میرزاحسین‌خان سپهسالار قزوینی صدراعظم وقت بود که داعیه اصلاحات داشت.

 

اصلاحات میرزا حسین‌خان سپهسالار در مقابل فسادی که در تار و پود دولت ریشه دوانده بود نتوانست بیشتر از دو سال دوام بیاورد؛ اما شاید مهمترین کاری که او برای ادامه اصلاحاتش کرد تاثیر بر ذهن و اندیشه شاه برای اصلاحات بود.

 

از این رو سفرهای شاه به فرنگ که زمینه نخستین آن را میرزا حسین‌خان گذاشت از همین جا می‌آمد: «قصد سپهسالار این بود که شاه با چشمان خود ببیند با استقرار نظم و سازماندهی در کارها بهتر می‌توان مدیریت کرد. او در انتخاب همراهان شاه در این سفر نیز دقت به خرج داد تا تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران مهم همراه شاه باشند و از اوضاع جهان آگاه شوند.»

 

سفر ناصرالدین‌ شاه از روسیه آغاز شد و از ورشو و آلمان و بلژیک به لندن و از لندن به پاریس و ایتالیا و ژنو و عثمانی و در نهایت به روسیه و ایران رسید و ۵ ماه طول کشید.

 

این همان راهی بود که پتر کبیر هم ۱۷۵ سال پیش با لباس مبدل رفته و سعی کرده بود با اروپا بیشتر آشنا شود؛ اما سفر پر خدم و حشم ناصرالدین‌ شاه قاجار از دید بسیاری سفری پرهزینه و بی‌فایده بود که فقط از کیسه خالی ملت مایه گذاشته شده بود.

 

با این وجود بسیاری چون عبدالله مستوفی معتقدند که این سفر نه تنها غیرمفید نبود که از زرنگی صدراعظم بود که شاه با زندگی مترقی فرنگ آشنا شود و راه سرمایه‌گذاران خارجی را به ایران باز کند، البته ورود سرمایه‌گذاران خارجی از زمان امیرکبیر آغاز شده بود.

 

نخستین سرمایه‌گذار رابرت استفنسون انگلیسی بود که طرح ساخت راه‌آهن سراسری شرقی – غربی ایران را مطرح کرد.

 

این فرد در زمان صدارت میرزا حسین‌خان این طرح را تا آناتولی امتداد داد.

 

طرحی که به نتیجه نرسید؛ اما این تنها فرنگی نبود که به ایران آمد، نخستین قراردادی که خیلی جدی پیش رفت قرارداد رویتر بود که با بارون دو رویتر انگلیسی آلمانی‌تبار منعقد شد.

 

او به خاطر رفاقت با فردریک گاوس وارد عرصه مطبوعات شد و بزرگترین امپراتوری مطبوعاتی جهان را به وجود آورد.

 

او با میرزا حسین‌خان سپهسالار وارد تجارت شد و قرارداد رویتر را امضا کرد: «میرزا حسین‌خان ظاهرا از عقد این قرارداد دو انگیزه داشت: یکی به کار انداختن سرمایه‌ خارجی در جهت تحول اقتصادی و دیگری بهبود موقعیت سیاسی ایران در عرصه جهانی. گمان میرزا این بود که اگر با یک شرکت انگلیسی قرارداد مهمی ببندد دولت انگلستان برای منافع خودش هم که شده تمامیت ارضی ایران را به رسمیت خواهد شناخت؛ اما این قرارداد در تعیین سرنوشت حرفه‌ای خود میرزا نقش جدی‌تری داشت.»

 

فریدون آدمیت در کتاب «اندیشه ترقی و حکومت قانون» نقل‌قولی از میرزا حسین‌خان سپهسالار خطاب به محسن‌خان معین‌الملک وزیرمختار ایران در انگلستان آورده است: «شما خود می‌دانید که این کار، کار سهل و آسانی نیست؛ نیکنامی و بدنامی آن ابدی است. در هر مسئله‌ای از مسائل آن‌ را باید دقت‌ها کرد، تامل نمود که خدا نکرده خبط و خطایی در آن دست ندهد و نتیجه ناگواری برای دولت حاصل نشود.»

 

قرارداد رویتر در سال ۱۲۵۱ شمسی امضا شد و دولت ایران و شاه در ازای انحصار احداث راه‌آهن سراسری از دریای خزر تا خلیج ‌فارس و ساختن تراموا در سراسر کشور، امتیاز انحصاری استخراج معادن (غیر از معادن طلا، نقره و جواهر) و حق انحصاری بهره‌برداری از جنگل‌ها و برگرداندن آب رودخانه‌ها و ساختن سد و کانال را به رویتر داد.

 

این قرارداد با مخالفان و موافقان زیادی رو‌به‌رو شد: «عده‌ای دربست آن را رد کرده‌اند چون به عقیده آنان شاه و میرزا حسین‌خان و دیگر وزرا فقط در فکر منافع خودشان بوده‌اند.

 

عده‌ای نیز میرزا حسین‌خان را نوکر اجنبی دانسته‌اند که می‌خواسته دودمان کشور را بر باد دهد. پیروان دایی‌جان ناپلئون نیز آن را شاهکار سیاست انگلیس خوانده‌اند که به این ترتیب توانسته ‌است حریف روس را در عرصه سیاست مات کند در صورتی که هنوز سندی دال بر ارتباط میان دولت انگلیس و قرارداد رویتر با ایران در آن مقطع منتشر نشده است.»

 

این قرارداد چندین ریسک مهم داشت از جمله «واگذاری بخش مهمی از فعالیت صنعتی و اقتصادی به یک بنگاه واحد، آن هم بنگاهی که تجربه کافی و قدرت مالی لازم برای چنان طرح عظیمی را نداشته و از اعتبار سیاسی و اقتصادی چندانی نیز برخوردار نبوده است که بتواند بر پایه آن سرمایه گرد بیاورد.

 

حق مطلق صاحب‌امتیاز در واگذاری تمام یا بخشی از آن به غیر ریسک بسیار اساسی بود.

 

از این بابت که می‌توانست اجرای قرارداد را با پیچیدگی‌های فراوان درگیر کند.»

 

اما در نهایت مشکل این قرارداد «عدم تعیین فرایند روشن و معینی برای نظارت بر کارهای کمپانی و رسیدگی به حساب و کتاب آن» بود.

 

درباره این قرارداد نقدهای زیادی شده است؛ اما بیشتر این نقدها از دریچه امروز به گذشته است.

 

خوش‌بینی بیش از حد میرزا حسین‌خان نسبت به قرارداد رویتر را می‌توان در نامه‌ای که وی خطاب‌ به شاه می‌نویسد مشاهده کرد:

 

«ان‌شاءالله الرحمن قبل از یک سال شروع به کار خواهند نمود و در ظرف دو سال از رشت تا دارالخلافه تمام خواهد شد. آن وقت ملاحظه خواهید فرمود که یک مملکت و دولتی که به هیچ وجه شباهت به آنچه حالا هست ندارد، خداوند از تازگی… عنایت فرموده است.»

 

قرارداد رویتر با مخالفت‌های زیادی رو‌به‌رو و موجب به وجود آمدن چالشی مهم برای میرزا حسین‌خان سپهسالار شد.

 

مهمترین مخالفت از سوی روس‌ها بود.

یک سال بعد از عقد این قرارداد در سفر ناصرالدین‌ شاه به فرنگ در روسیه، تزار و صدراعظمش با رجزخوانی علیه قرارداد رویتر صحبت کردند و از ایران خواستند که این قرارداد را لغو کند.

کار از رجزخوانی نیز گذشت و آن‌ها طرف ایرانی را تهدید کردند.

نه شاه و نه میرزا حسین‌خان تعهدی کتبی بابت لغو رویتر ندادند.

به‌نظر می‌رسد میرزاحسین‌خان سپهسالار دو انگیزه اقتصادی و سیاسی برای عقد چنین قراردادی داشت، جذب سرمایه خارجی وجه اقتصادی، و جذب توجه دولت انگلیس در جهت مقابله با پیشروی‌های روسیه وجه سیاسی آن بود.

 

اما عدم‌حمایت دولت انگلستان معادلات سپهسالار را نقش بر آب کرد و ضربه‌ای مهلک به نام و کارنامه وزیر خوشنام قزوینی که ازجمله اصلاح گران دوره قاجار بود با واگذاری این امتیاز وارد شد.

 

در نهایت نیز دولت انگلیس خود را آلوده امتیاز رویتر نمی‌کند و حمایتی از صاحب آن ندارد.

 

تضمین ندادن انگلیسی‌ها باعث شد قرارداد رویتر لغو شود و تنها بخش‌هایی از آن از جمله تاسیس بانک شاهی اجرایی شد.

 

روس‌ها از یک سو و روحانیونی چون حاج ملاعلی کنی و سید صالح عرب و همین‌طور درباریان و زنان حرمسرای شاهی خواستار عزل میرزا حسین‌خان سپهسالار شدند.

 

این عریضه‌ها و تهدیدها آن‌قدر زیاد بود که شاه در نهایت کوتاه آمد و بدون صدراعظم به تهران بازگشت.

 

دیکسون پزشک سفارت انگلستان که در این سفر با شاه همراه شده بود به او توصیه می‌کند مانند بیسمارک عمل کند و در برابر مخالفان سپهسالار بایستد؛

 

اما شاه به او می‌گوید که می‌خواهد اوضاع را آرام کند و بعد از بازگشت، میرزا را به تهران فرامی‌خواند.

 

اتفاقی که هرگز نیفتاد و سپهسالار رسما در ۲۱ شهریور ۱۲۵۲ از صدارت برکنار شد.

 

قرارداد رویتر معایبی نیز داشت که عمده‌ترین آن واگذاری کامل قدرت اقتصادی و فعالیت‌های صنعتی کشور به یک نفر یا یک شرکت بود.

 

 

پی نوشت:
فرزانه ابراهیم‌زاده/ تاریخ ایرانی/ مدیریت میرزا حسین‌خانی دولت

 

درباره‌ی morteza rahavard

دانش آموخته علوم سیاسی

همچنین ببینید

یواخیم فون ریبنتروپ

یواخیم فون ریبنتروپ: یک چهره پیچیده در آلمان نازی

یواخیم فون ریبنتروپ یک شخصیت محوری و بحث برانگیز در تاریخ آلمان نازی باقی مانده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *