رهبران کشور چین

5 رهبر مهم چین که باید آن‌ها را بشناسید

پنج رهبر بزرگ کشور چین که به شکل گیری پرجمعیت ترین کشور روی کره زمین کمک کردند، نگاهی خواهیم انداخت.

رهبران چین

1. رهبران چین؛ کین شی هوانگ 221 تا 210 قبل از میلاد

چین در سال 221 قبل از میلاد متحد شد. زمانی که قوم شین از غرب بیرون آمدند تا از نظر نظامی بر تعدادی از کشورهای رقیب پیروز شوند. رهبر آنها که خود را “کین شی هوانگ” (نخستین امپراتور کین) معرفی کرد. با خلع زمین‌های اربابان فئودال یک دولت متمرکز قوی را ایجاد کرد. او همچنین وزن‌ها و اندازه‌ها، واحد پول و سیستم نوشتاری را استاندارد کرد و دستور ساخت کاخ‌های متعدد، ساخت هزاران مایل جاده را داد که استان‌ها را به پایتخت وصل می‌کرد؛ همچنین وی دستور ساخت نسخه اولیه دیوار بزرگ چین را صادر کرد.

اینستاگرام ره آوردنیوز

کین شی هوانگ که به قانون گرایی اعتقاد داشت، معتقد بود مردم ذاتاً شرور و بی انضباط هستند. بر همین اساس، تقریباً تمام کتاب‌های دائوئیست، کنفوسیوس و سایر کتاب‌های غیرقانونی در سال 213 قبل از میلاد سوزانده شد و حدود 460 روشنفکر غیر قانونی در سال بعد زنده به گور شدند. کین شی هوانگ در سال 210 قبل از میلاد در نتیجه مصرف بیش از حد جیوه که براین باور اشتباه که به جاودانگی او کمک می کند، از دنیا رفت. او در کنار هزاران سرباز سفالی در اندازه واقعی دفن شد که تا دهه 1970 کشف نشده بود.

سلسله کین تنها چهار سال پس از مرگ کین شی هوانگ از هم پاشید و سلسله هان طرفدار کنفوسیوس جایگزین آن شد.

رهبران کشور چین

2. رهبر چین؛ کوبلای خان 1279 تا 1294

چنگیز خان، رهبر مغول، تقریباً بلافاصله پس از اتحاد قبایل کوچ نشین فلات مغول در سال 1206، حملات خود را به چین امروزی آغاز کرد. نوه او کوبلای خان فتح چین را در سال 1279 تکمیل کرد و برای اولین بار تمام چین را تحت سلطه خارجی قرار داد. کوبلای، که سلسله یوان را تأسیس کرد، چینی‌ها را از نظر قانونی پست‌تر می‌دانست و افراد خارجی مانند تاجر ونیزی، مارکوپولو را برای اداره قلمرو استخدام می‌کرد.

اما کوبلای همچنین تلاش زیادی کرد تا حمایت مردم را جلب کند، آسیب های جنگ را ترمیم، قوانین کیفری ظالمانه سلف خود را کاهش دهد، هنرها را ترویج کند و سیستم کارآمد پست مغولی را در چین گسترش دهد. علاوه بر این، او پس از مرگ نام‌های چینی را به اجدادش داد و یک پایتخت امپراتوری به سبک چینی را در جایی که پکن فعلی نامیده می‌شود، ساخت.

کوبلای علیرغم اینکه از افسردگی و نقرس رنج می برد و از چاقی هم رنج می‌کشید، تا زمان مرگش در سال 1294 قدرت را محکم در دست داشت. امپراتوری مغول بر چین پس از مرگ کوبلای خان رو به زوال گذاشت و سلسله یوان در سال 1368 سرنگون شد.

رهبران چین

3. سان یات سن 1912

چین در قرن نوزدهم سلسله جنگ‌هایی را باخت که مجبور شد به بریتانیا، روسیه و ژاپن امتیازات ارضی بدهد. این تحقیرها، همراه با سرعت اصلاح‌طلبانه پس از آن، دکتری به نام سان یات سن را وادار کرد تا طرح انقلاب مسلحانه را آغاز کند.

سان امیدوار بود که حکومتی مبتنی بر اصول ناسیونالیسم، دموکراسی و رفاه اجتماعی جایگزین سلسله چینگ کند. هنگامی که اولین قیام او در سال 1895 شکست خورد، برای جمع آوری پول و جلب حامیان به خارج از کشور گریخت.

چندین قیام دیگر به دنبال داشت که آخرین آنها به تأسیس جمهوری چین در 1 ژانویه 1912 منجر شد.

پس از تاسیس جمهوری سان یات سن به عنوان رئیس جمهوری موقت انتخاب شد.

با این حال، انقلابیون از نظر نظامی ضعیف باقی ماندند، بنابراین سان موافقت کرد در ماه بعد در ازای کناره گیری امپراتور چین از قدرت استعفا دهد.

پس از این توافق 2000 سال حکومت امپراتوری در چین پایان یافت. یوان شیکای، فرمانده سابق چینگ رئیس جمهور شد.

یوان سپس به آرمان جمهوری خیانت کرد و قدرت نامحدودی را به دست گرفت و دورانی را آغاز کرد که تحت سلطه جنگ سالاران بود. اگرچه سان تسلیم نشد و حامیان خود را زیر پرچم حزب ناسیونالیست سازماندهی کرد و بعداً با اتحاد جماهیر شوروی متحد شد، اما در سال 1925 بدون اینکه چشم انداز خود را محقق کند درگذشت.

مائو تسه تونگ

4. مائو تسه تونگ 1949 تا 1976

مائو تسه تونگ که یکی از اعضای موسس حزب کمونیست چین بود، با ایجاد «ارتش سرخ» از دهقانان به جای تکیه بر کارگران صنعتی، از تفکرات مارکسیستی-لنینیستی پشتیبانی و حمایت می کرد. او پس از شروع جنگ داخلی بین کمونیست ها و ناسیونالیست ها در سال 1927 با یک کمپین چریکی از روستاها مبارزه را شروع کرد و در پایان به رهبری حزب دست یافت. ناسیونالیست ها و کمونیست ها در چین در اواخر دهه 1930 برای مقاومت در برابر نیروهای مهاجم ژاپنی برای مدت کوتاهی با یکدیگر همکاری کردند، اما پس از جنگ جهانی دوم دوباره جلوی یکدیگر قرار گرفتند. سرانجام، در سال 1949، ناسیونالیست‌ها به تایوان عقب نشینی کردند و مائو جمهوری خلق چین را اعلام کرد.

مائو بلافاصله صدها هزار ضدانقلاب را پاکسازی کرد، زمین را بین دهقانان توزیع کرد، ادعای مالکیت بر تبت کرد و سربازانی را برای نبرد با ایالات متحده آمریکا در کره فرستاد.

او سپس جهش بزرگ رو به جلو را منتشر کرد که در آن روستاییان مجبور به مهاجرت به کمون ها در تلاش برای افزایش تولیدات کشاورزی و صنعتی شدند. یک شکست بزرگ، منجر به قحطی شد که از سال 1958 تا 1962 حدود 45 میلیون نفر را کشت.

حدود 1.5 میلیون نفر دیگر در جریان انقلاب فرهنگی (1966-1976)، که در آن شبه نظامیان به نام گارد سرخ در کشور پرسه می زدند و روشنفکران را شکار می کردند، جان خود را از دست دادند.

مائو تسه تونگ تا زمان مرگش در سپتامبر 1976 رهبر چین باقی ماند.

دنگ شیائوپینگ

5. رهبران چین؛ دنگ شیائوپینگ 1978 تا 1989

دنگ شیائوپینگ در دهه 1950 به حلقه داخلی مائو پیوست، اما در جریان انقلاب فرهنگی تبعید شد و مجبور شد در یک ایستگاه تعمیر تراکتور کار کند. اولین بازگشت سیاسی او درست قبل از مرگ مائو به وقوع پیوست. اما بازگشت سیاسی دوم زمانی طولانی‌تر داشت که او برای جانشینی مائو دست به کار شد و رهبر «برترین» چین در سال 1978 شد.

هنگامی که دنگ به قدرت رسید، روابط خود را با ایالات متحده عادی کرد، در مورد بازگشت هنگ کنگ از بریتانیا مذاکره کرد و تعدادی اصلاحات در بازار آزاد ارائه کرد.

به عنوان مثال، او تعاونی های کشاورزی را منحل کرد و سرمایه گذاری خارجی را تشویق کرد. با این حال، این افزایش آزادی های اقتصادی و شخصی به قلمرو سیاسی یا آزادی سیاسی منتقل نشد. در ژوئن 1989 دنگ شیائوپینگ به سربازان دستور داد تا به روی هزاران تظاهرکننده دموکراسی خواه که در میدان تیان آن من پکن تجمع کرده بودند شلیک کنند.

با وجود بازنشستگی رسمی در اواخر همان سال، او تا سال‌های آینده قدرتمندترین رهبر چین باقی ماند، احتمالاً تا زمان مرگش در سال 1997.

درباره‌ی morteza rahavard

دانش آموخته علوم سیاسی

همچنین ببینید

یواخیم فون ریبنتروپ

یواخیم فون ریبنتروپ: یک چهره پیچیده در آلمان نازی

یواخیم فون ریبنتروپ یک شخصیت محوری و بحث برانگیز در تاریخ آلمان نازی باقی مانده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *