رهبران اتحاد جماهیر شوروی

در ساعات پایانی اتحاد جماهیر شوروی چه گذشت؟

زمانی که اتحاد جماهیر شوروی به 15 کشور مستقل تجزیه شد، یکی از قدرتمندترین امپراتوری‌های تاریخ جهان به طرز شگفت انگیزی به پایان خود رسید.

به گزارش ره آوردنیوز، در 25 دسامبر 1991، میخائیل گورباچف در واقع رئیس جمهوری بدون کشور بود. سه جمهوری از 15 جمهوری اتحاد جماهیر شوروی قبلاً استقلال خود را اعلام کرده بودند و چند روز قبل از 25 دسامبر یعنی 22 دسامبر، رهبران 11 کشور دیگر موافقت کردند که اتحاد جماهیر شوروی را ترک کنند تا کشورهای مشترک المنافع را تشکیل دهند.

 

اینستاگرام ره آوردنیوز

هنگامی که رهبران جمهوری‌های اتحاد جماهیر شوروی حکم به خروج را امضا کردند، تنها چیزی که باقی مانده بود این بود که گورباچف آن را رسمیت بخشد.

بنابراین در یک سخنرانی تلویزیونی 10 دقیقه‌ای در شب 25 دسامبر، گورباچف ملتی خسته را خطاب قرار داد که دیگر وجود نداشت. او انحلال اتحاد جماهیر شوروی و استعفای خود را به عنوان هشتمین و آخرین رهبر آن اعلام کرد.

اتحاد جماهیر شوروی در 69 سالگی مرده بود.

پنج سال پس از اینکه بلشویک‌های انقلابی، تزار روسیه را سرنگون کردند و یک دولت سوسیالیستی تأسیس کردند، روسیه در 30 دسامبر 1922 به همسایگان خود پیوست تا اتحادیه جمهوری‌های سوسیالیستی شوروی را تحت رهبری اولین رهبر خود ولادیمیر لنین تشکیل دهند. زمانی که گورباچف 54 ساله در سال 1985 به قدرت رسید، قدرت کمونیستی چندین سال بود، که در بستر بیماری بود. در پشت پرده آهنین، امپراتوری رو به زوال با اقتصاد راکد که از غرب عقب مانده بود، خود را پنهان کرده بود.

رهبران اتحاد جماهیر شوروی

اصلاحات گورباچف برای بقای اتحاد جماهیر شوروی

گورباچف معتقد بود که اصلاحات برای بقا ضروری است و اقدامات ناامیدکننده ای را در زمان‌های مختلف انجام داد، به امید آنکه بتواند از مرگ اتحاد جماهیر شوروی جلوگیری کند.

او گشایش سیاسی (“گلاسنوست”)، که آزادی‌های جدید و انتخابات دموکراتیک را به ارمغان آورد، و پرسترویکا (“تجدید ساختار اقتصادی”) را آغاز کرد که کنترل دولت را بر اقتصاد شوروی کاهش داد و به شرکت های خصوصی محدود اجازه داد وارد اتحاد جماهیر شوروی شوند. این تغییرات باعث محبوبیت گورباچف در خارج از کشور شد، اما در داخل اتحادیه محبوبیتی به ارمغان نیاورد.

اصلاحات اعمال شده توسط گورباچف زمینه را برای مجموعه ای از انقلاب‌های عمدتاً بدون خونریزی فراهم کرد که در سال 1989 کشورهای اقماری شوروی در اروپای شرقی را درنوردید. با فروریختن دیوار برلین، رهبر شوروی ترجیح داد دستور پاسخ نظامی را ندهد.

تغییرات تاریخی باعث شد که گورباچف جایزه صلح نوبل و افتخار “مرد دهه” مجله تایم را دریافت کند، اما اتحاد جماهیر شوروی بلوک شرق کمونیستی خود را از دست داده بود.

بوریس یلتسین

ظهور بوریس یلتسین

گورباچف به طور فزاینده‌ای توسط دموکرات‌هایی که خواهان آزادی‌ها و خودمختاری بیشتر برای جمهوری‌ها بودند و محافظه‌کارانی که می‌خواستند به اصلاحاتی که معتقد بودند اتحادیه را از هم می‌شکند پایان دهند، به دو جهت مختلف کشیده می‌شد. بوریس یلتسین، رهبر افسرده جمهوری روسیه، خاری در چشم گورباچف بود. یلتسین که در سال 1990 از حزب کمونیست خارج شده بود، پس از سرکوب ارتش شوروی در لیتوانی و سایر جمهوری هایی که به دنبال استقلال و حاکمیت بیشتر بودند.

یلتسین در اولین گام خواستار استعفای گورباچف شد.

کودتا علیه گورباچف

در مارس 1991، اتحاد جماهیر شوروی برای تعیین اینکه آیا اتحادیه باید حفظ یا منحل شود، یک همه پرسی عمومی برگزار کرد. بیش از سه چهارم رأی دهندگان خواستار دوام اتحاد جماهیر شوروی بودند، اما شش جمهوری به طور کلی از رای دادن خودداری کردند.

علیرغم نتایج، همه پرسی، یلتسین و دیگر دموکرات‌ها به فشار بر گورباچف برای انجام اصلاحات رادیکال‌تر ادامه دادند و رئیس‌جمهور اتحاد جماهیر شوروی در مورد معاهده‌ای مذاکره کرد که قدرت را از دولت مرکزی به جمهوری‌ها می‌داد.

تندروهای کمونیست در دولت و ارتش در 18 اوت 1991، گورباچف را در ویلای تعطیلاتش در کریمه در حصر خانگی قرار دادند. رهبران کودتا با اعلام «ناتوانی جسمی گورباچف» در انجام وظایف ریاست جمهوری خود، وضعیت فوق العاده اعلام کردند. در حالی که تانک‌ها در مسکو غوغا می‌کردند، هزاران نفر به خیابان‌های شهر سرازیر شدند تا زنجیر انسانی را علیه کودتا تشکیل دهند و سنگرهایی برای محافظت از پارلمان روسیه، معروف به کاخ سفید، ایجاد کنند. یلتسین در بیرون پارلمان، جمعیت را از بالای یک تانک جمع کرد و قیام مردمی پس از سه روز کودتا را شکست داد.

گورباچف در 22 اوت به مسکو بازگشت، اما این او نبود که در نتیجه کودتا به قهرمان پوپولیست بدل شد، بلکه بوریس یلتسین بود. آخرین نفس نظم قدیمی با کودتای نافرجام خفه شد و یلتسین جسور به سرعت گورباچف را کنار زد و در قلب مردم جای گرفت.

رئیس جمهور روسیه در 8 دسامبر با رهبران بلاروس و اوکراین در ویلایی خارج از مینسک دیدار کرد و توافق نامه‌ای را برای تشکیل کشورهای مشترک المنافع امضا کرد. در متن توافقنامه آمده است: «اتحاد جماهیر شوروی به عنوان موضوع واقعیت بین‌المللی و ژئوپلیتیکی دیگر وجود ندارد». کمتر از دو هفته بعد در نشستی در شهر آلماتی قزاقستان، هشت جمهوری دیگر شوروی با پیوستن به نهاد جدید موافقت کردند. از آنجایی که کشورهای بالتیک لیتوانی، استونی و لتونی ماه‌ها قبل استقلال خود را اعلام کرده بودند، اتحاد جماهیر شوروی به یک جمهوری تقسیم شد -. کشورهای مشترک المنافع نیز استعفای گورباچف را پذیرفتند.

بوریس یلتسین که پیش از این کنترل KGB، پارلمان و حتی دفتر ریاست جمهوری گورباچف را به دست گرفته بود، گفت: «ما به گورباچف احترام می گذاریم و از او می خواهیم که بازنشستگی خود را اعلام کند.

ولادیمیر لنین

رئیس جمهور شوروی که چاره‌ای نداشت، در 25 دسامبر استعفای خود را ارائه کرد. «با توجه به وضعیتی که در نتیجه تشکیل کشورهای مشترک المنافع ایجاد شده است، بدینوسیله فعالیت خود را در پست ریاست اتحادیه متوقف می کنم. گورباچف در سخنرانی خود گفت: جمهوری‌های سوسیالیستی شوروی سیاست استقلال را در پیش گرفتند که باعث تجزیه دولت حاکم شد، چیزی که من نمی توانم آن را قبول کنم.»

“ما اکنون در دنیای جدیدی زندگی می کنیم. به جنگ سرد و مسابقه تسلیحاتی و همچنین نظامی‌سازی جنون‌آمیز کشور که اقتصاد، نگرش‌ها و اخلاق عمومی ما را فلج کرده است، پایان دادیم. باید به دولت جدید وقت داد تا کارش را شروع کند.»

لحظاتی پس از پایان سخنرانی، گورباچف کدهای هسته ای را به یلتسین داد. سپس با کمی شکوه و حتی کمتر، پرچم سرخ اتحاد جماهیر شوروی مانند پرچم یک ارتش تسلیم شده از روی تابش نورافشان بر فراز کرملین در مقابل تعداد کمی از تماشاچیان پایین آمد. سپس سه رنگ فدراسیون روسیه بر روی میله پرچم به اهتزاز درآمد.

پایان کشوری که در طول تاریخ خود شاهد خشونت‌هایی بود که در نوع خودش بی نظیر بود؛ اما در پایان، تنها یک بنر در نسیم بود و ناله مرد مستی که در اطراف میدان سرخ دست و پا می‌زد و فریاد می‌زد: «چرا به لنین می‌خندی». ؟”

درباره‌ی morteza rahavard

دانش آموخته علوم سیاسی

همچنین ببینید

یواخیم فون ریبنتروپ

یواخیم فون ریبنتروپ: یک چهره پیچیده در آلمان نازی

یواخیم فون ریبنتروپ یک شخصیت محوری و بحث برانگیز در تاریخ آلمان نازی باقی مانده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *